
شکوه "بودنت"
باز، به جنونم واداشت...
عطشم جاری شد...
بغض یخ زده کلماتم ... شکست!!!
این سیلاب جنون به کجا می بردم؟!
...
می روم...
با پای دل می روم...
...........
شکرانه "وجودت"
جان خسته ام
1392/09/30
"2:27 بامداد
انتهای سادگی...ما را در سایت انتهای سادگی دنبال میکنید
برچسب: بهائیت از دیدگاه,تصاویری از بهشت,از دوست به یادگار دردی دارم,از اوراق بهادار,عکس از بهار,عکسی از بهشت,تصویری از بهشت,از ما بهترون,رمان از بهشت تا بهشت,عکس از بهشت, نویسنده: بازدید: 123